❗️کیس ریپورت شماره ۴۰❗️
شرح کیس
تیم اورژانس به محل کار یک آقای ۵۲ ساله در مجموعه تحقیقات کشاورزی اعزام شد. بر اساس اظهارات همکاران، بیمار پس از احساس سرگیجه و اختلال در تعادل روی زمین افتاده و از ناحیه صورت دچار خراشیدگی و تندرنس شده بود. بیمار از درد شدید ناحیه گونه شکایت داشت.
بیمار اظهار میکرد چیزی از لحظه زمین خوردن به خاطر نمیآورد و علاوه بر آن، احساس سنگینی در قفسه سینه داشت.
در شرح حال، بیمار بیان کرد که طی ۱۰ روز گذشته چندین بار دچار سرگیجه و ضعف و احساس سنگینی قفسه سینه، شده بود که معمولاً با بیحرکت ماندن، پس از چند دقیقه برطرف میشد.
در زمان حضور تیم اورژانس، بیمار هوشیار بود و فشار خون ۱۳۰/۸۰ میلیمتر جیوه، ضربان قلب ۷۶ ضربه در دقیقه، تعداد تنفس ۱۷ بار در دقیقه، اشباع اکسیژن ۹۷ درصد، قند خون ۱۲۱ میلیگرم بر دسیلیتر و GCS برابر ۱۵ داشت.
سؤال اول
با توجه به شرح حال و یافتههای بالینی، مناسبترین رویکرد پیشبیمارستانی کدام است؟
الف) به دلیل طبیعی بودن علائم حیاتی، تمرکز اصلی بر درمان آسیب صورت باشد.
ب) به دلیل هوشیاری کامل بیمار، آسیب ستون فقرات گردنی منتفی است.
ج) بیمار باید همزمان به عنوان یک بیمار ترومایی و یک سنکوپ با علت نامشخص ارزیابی و مدیریت شود.
د) با توجه به سابقه سرگیجه، آسیب ناشی از سقوط اهمیت کمتری دارد.
سؤال دوم
کدام یافته، این بیمار را در گروه بیماران پرخطر از نظر سنکوپ قرار میدهد؟
الف) فشار خون ۱۳۰/۸۰ میلیمتر جیوه
ب) GCS برابر ۱۵
ج) درد ناحیه گونه پس از سقوط
د) فراموشی حادثه همراه با احساس سنگینی قفسه سینه و سابقه حملات مکرر سرگیجه
✅ پاسخ صحیح سوال اول : گزینه ج
تحلیل
این بیمار دو مشکل مهم و همزمان دارد. نخست، سقوط منجر به آسیب صورت شده و تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود، باید احتمال ترومای سر و آسیب ستون فقرات گردنی را در نظر گرفت. دوم، علت سقوط مشخص نیست. وجود فراموشی لحظه حادثه، سابقه حملات مکرر سرگیجه و احساس سنگینی قفسه سینه احتمال سنکوپ با منشأ قلبی یا سایر علل خطرناک را مطرح میکند. بنابراین اشتباه است که تنها بر ترومای صورت یا فقط بر علت داخلی سقوط تمرکز شود؛ هر دو باید بهصورت موازی ارزیابی و مدیریت شوند.
✅ پاسخ صحیح سوال دوم : گزینه د
تحلیل
سنکوپ همراه با درد یا سنگینی قفسه سینه، سابقه حملات مکرر، و فراموشی لحظه حادثه از علائم هشداردهندهای هستند که احتمال علل قلبی مانند آریتمی یا ایسکمی را افزایش میدهند. طبیعی بودن علائم حیاتی در لحظه ارزیابی، این احتمال را رد نمیکند. چنین بیماری باید تا اثبات خلاف آن، یک سنکوپ پرخطر (High-risk Syncope) تلقی شود.
اقدامات صحیح پیشبیمارستانی
اقدامات EMS
✅ ارزیابی اولیه بر اساس ABCDE
✅ برخورد با بیمار بهعنوان یک ترومای ناشی از سقوط و همزمان بررسی علت زمینهای سقوط
✅ در صورت شک به آسیب ستون فقرات گردنی، انجام ایموبیلیزاسیون مناسب گردن بر اساس مکانیسم آسیب و یافتههای معاینه
✅ بررسی کامل آسیبهای سر، صورت و سایر اندامها
✅ انجام نوار قلب ۱۲ لید و مانیتورینگ مداوم ریتم قلب
✅ پایش مکرر علائم حیاتی، سطح هوشیاری و وضعیت عصبی
✅ بررسی قند خون (که در این بیمار طبیعی بود)
✅ گرفتن شرح حال دقیق درباره دفعات سرگیجه، بیماریهای زمینهای، داروهای مصرفی و سابقه بیماری قلبی
✅ انتقال سریع به مرکز درمانی مجهز جهت بررسی همزمان ترومای سر و صورت و علل قلبی یا نورولوژیک سنکوپ
نکات آموزشی
• در بیماری که پس از سرگیجه یا از دست دادن هوشیاری سقوط کرده است، علت سقوط به اندازه خود تروما اهمیت دارد.
• فراموشی حادثه را نباید صرفاً به استرس یا ضربه نسبت داد؛ این یافته میتواند نشانه سنکوپ، تشنج یا آسیب مغزی باشد.
• وجود سنگینی قفسه سینه قبل یا بعد از سقوط تا زمان رد شدن، باید به نفع یک علت قلبی تلقی شود.
• طبیعی بودن فشار خون، ضربان قلب و نوار قند خون، علل خطرناک سنکوپ را رد نمیکند.
• در این بیمار، هم ارزیابی تروما و هم بررسی علل داخلی سقوط باید بهصورت همزمان انجام شود و هیچکدام نباید فدای دیگری شود.
یکی از شایعترین خطاهای پیشبیمارستانی این است که پس از مشاهده آسیب ناشی از سقوط، علت سقوط فراموش شود؛ یا برعکس، تمرکز بر علت داخلی باعث نادیده گرفتن آسیبهای تروماتیک گردد. کارشناس فوریتهای پزشکی باید هر دو مسیر تشخیصی را بهطور موازی دنبال کند.
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
❗️کیس ریپورت شماره ۳۹❗️
شرح مأموریت
ساعت ۱۴:۱۰ دقیقه، تکنسینهای اورژانس پیشبیمارستانی برای مرد ۳۸ ساله با شکایت تنگی نفس و قرمزی منتشر پوست به یک منزل مسکونی اعزام شدند.
بیمار اظهار میکرد حدود ۴۵ دقیقه قبل یک قوطی کنسرو تن ماهی مصرف کرده است. وی عنوان میکرد که کنسرو را قبل از مصرف نجوشانده است.
چند دقیقه پس از مصرف غذا دچار علائم زیر شده است:
- خارش شدید
- کهیر منتشر
- قرمزی صورت و گردن
- احساس تنگی نفس
- ضعف و بیحالی
ارزیابی اولیه
- راه هوایی باز
- فشار خون: ۱۴۰/۸۵ میلیمتر جیوه
- نبض: ۹۲ ضربه در دقیقه
- تعداد تنفس: ۱۹ بار در دقیقه
- اشباع اکسیژن: ۹۷ درصد
- سطح هوشیاری: ۱۵
- بدون تورم زبان و لب
- بدون صدای استریدور
- بدون خسخس سینه
- کهیر منتشر در اندامها و گردن
- قرمزی واضح صورت و گردن
سؤال ۱
به عنوان تکنسین اورژانس، کدام تشخیص در اولویت قرار دارد؟
الف) بوتولیسم غذایی
ب) واکنش آلرژیک یا مسمومیت هیستامینی ناشی از ماهی (اسکامبروئید)
ج) سکته مغزی
د) مننژیت
سؤال ۲
کدام اقدام باید در اولویت ارزیابی پیشبیمارستانی قرار گیرد؟
الف) بررسی علائم انسداد راه هوایی
ب) گرفتن نوار قلب
ج) معاینه شکم
د) بررسی رفلکسهای تاندونی
سؤال ۳
بیمار هنوز فشار خون طبیعی دارد اما از تنگی نفس شکایت میکند. مناسبترین اقدام چیست؟
الف) پایش مکرر راه هوایی و تنفس
ب) ترخیص در محل
ج) عدم نیاز به مانیتورینگ
د) صرفاً اطمینان دادن به بیمار
سؤال ۴
کدام تغییر بالینی نشان میدهد بیمار وارد فاز آنافیلاکسی شده است؟
الف) افزایش خارش
ب) افت فشار خون و تورم راه هوایی
ج) افزایش قرمزی پوست
د) تهوع خفیف
سؤال ۵
در صورت ایجاد آنافیلاکسی، داروی انتخابی کدام است؟
الف) کلرفنیرامین
ب) هیدروکورتیزون
ج) سایمتیدین
د) اپینفرین
سؤال ۶
کدام یافته بیش از همه تشخیص بوتولیسم را مطرح میکند؟
الف) کهیر منتشر
ب) قرمزی گردن
ج) دوبینی و افتادگی پلک
د) خارش پوست
سؤال ۷
کدام یافته بیش از همه به نفع مسمومیت اسکامبروئید است؟
الف) فلج نزولی پیشرونده
ب) دوبینی
ج) گرگرفتگی شدید صورت و گردن همراه با کهیر
د) گشادی مردمکها
سؤال ۸
مهمترین دلیل انتقال این بیمار به مرکز درمانی حتی با وجود علائم حیاتی پایدار چیست؟
الف) احتمال عود یا پیشرفت واکنش به آنافیلاکسی
ب) احتمال سکته قلبی
ج) احتمال خونریزی داخلی
د) احتمال هیپوگلیسمی
پاسخ تشریحی سؤالات
سؤال ۱: گزینه ب ✅
وجود کهیر، خارش، قرمزی صورت و گردن و شروع سریع علائم پس از مصرف تن ماهی بیشتر به نفع واکنش آلرژیک یا مسمومیت اسکامبروئید است. بوتولیسم معمولاً با علائم عصبی تظاهر میکند نه علائم پوستی.
سؤال ۲: گزینه الف ✅
در هر بیمار با شکایت آلرژیک و تنگی نفس، مهمترین اولویت بررسی راه هوایی و علائم انسداد احتمالی آن است؛ زیرا در صورت پیشرفت به آنافیلاکسی، راه هوایی میتواند به سرعت تهدید شود.
سؤال ۳: گزینه الف ✅
اگرچه علائم حیاتی بیمار پایدار است، اما وجود تنگی نفس نیازمند پایش مداوم تنفس، اکسیژناسیون و وضعیت راه هوایی است؛ زیرا احتمال پیشرفت به آنافیلاکسی وجود دارد.
سؤال ۴: گزینه ب ✅
افت فشار خون همراه با درگیری راه هوایی از مهمترین معیارهای تشخیص آنافیلاکسی است و نیاز به مداخله فوری دارد.
سؤال ۵: گزینه د ✅
اپینفرین درمان انتخابی و نجاتدهنده در آنافیلاکسی است. آنتیهیستامینها، کورتیکواستروئیدها و سایمتیدین صرفاً درمان کمکی محسوب میشوند.
سؤال ۶: گزینه ج ✅
دوبینی و افتادگی پلک از علائم کلاسیک بوتولیسم هستند و نشاندهنده درگیری اعصاب جمجمهای میباشند.
سؤال ۷: گزینه ج ✅
گرگرفتگی شدید صورت و گردن همراه با کهیر و خارش از مشخصترین تظاهرات مسمومیت اسکامبروئید است.
سؤال ۸: گزینه الف ✅
بیماران دارای واکنش آلرژیک یا مسمومیت اسکامبروئید ممکن است در ساعات اولیه دچار تشدید علائم یا حتی آنافیلاکسی شوند؛ بنابراین نیاز به پایش و ارزیابی مجدد دارند.
تحلیل و اقدامات پیشبیمارستانی
در این بیمار مهمترین تشخیصهای مطرح عبارتاند از:
1. واکنش آلرژیک حاد
2. مسمومیت اسکامبروئید
3. آنافیلاکسی در مراحل اولیه
4. بوتولیسم غذایی (به عنوان تشخیص افتراقی دورتر)
اقدامات مناسب EMS
✓ ارزیابی کامل ABCDE
✓ پایش مداوم علائم حیاتی
✓ اکسیژنتراپی در صورت وجود دیسترس تنفسی یا افت اشباع اکسیژن
✓ برقراری مسیر وریدی
✓ تجویز کلرفنیرامین
✓ تجویز هیدروکورتیزون
✓ در صورت وجود در پروتکل محلی، تجویز سایمتیدین به عنوان مهارکننده گیرنده H2
✓ آمادگی کامل برای تجویز اپینفرین در صورت بروز:
- افت فشار خون
- خسخس منتشر
- استریدور
- تورم زبان یا حلق
- اختلال راه هوایی
✓ انتقال به مرکز درمانی جهت پایش و مراقبت بیشتر
مسمومیت اسکامبروئید چیست؟
مسمومیت اسکامبروئید نوعی مسمومیت غذایی ناشی از مصرف ماهیهایی مانند تن، و سایر ماهیان آب شور است که به درستی نگهداری نشدهاند.
در این شرایط، باکتریها اسید آمینه هیستیدین موجود در گوشت ماهی را به هیستامین تبدیل میکنند. ورود مقدار زیاد هیستامین به بدن باعث ایجاد علائمی شبیه واکنش آلرژیک میشود.
علائم شایع:
- قرمزی صورت و گردن
- گرگرفتگی
- کهیر
- خارش
- تپش قلب
- تهوع
- احساس تنگی نفس
نکته مهم
نجوشاندن کنسرو تن ماهی باعث ایجاد مسمومیت اسکامبروئید نمیشود.
اگر هیستامین قبلاً در ماهی تشکیل شده باشد، جوشاندن قادر به از بین بردن آن نیست؛ زیرا هیستامین در برابر حرارت مقاوم است.
بوتولیسم چیست؟
بوتولیسم یک بیماری عصبی خطرناک ناشی از سم باکتری کلستریدیوم بوتولینوم است.
این بیماری بیشتر در کنسروهای آلوده، بادکرده، آسیبدیده یا کنسروهای خانگی غیراستاندارد دیده میشود.
علائم معمولاً ۱۲ تا ۳۶ ساعت پس از مصرف غذای آلوده آغاز میشوند.
علائم شایع:
- دوبینی
- افتادگی پلک
- تاری دید
- خشکی دهان
- اختلال بلع
- اختلال تکلم
- ضعف عضلانی پیشرونده
- فلج نزولی
- نارسایی تنفسی
نکته مهم
برخلاف مسمومیت اسکامبروئید، جوشاندن کنسرو تن ماهی قبل از مصرف میتواند سم بوتولینوم را غیرفعال کند؛ به همین دلیل توصیه میشود کنسروهای تن ماهی پیش از مصرف حدود ۲۰ دقیقه جوشانده شوند.
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
❗️کیس ریپورت شماره ۳۸❗️
طی تماس با دیسپچ، مأموریتی با عنوان «بیمار با بیقراری شدید و اختلال رفتار» به کد شما اعلام میشود. پس از ورود به صحنه، با یک خانم ۲۰ ساله و مجرد مواجه میشوید که به شدت آژیته، بیقرار و پرخاشگر است. بیمار در حال فحاشی شدید، بیان جملات نامناسب با تمایلات جنسی مفرط (هایپرکوالیتی) و تهاجم فیزیکی به سمت پدر خود است. بیمار هیچگونه همکاری جهت اخذ شرح حال مستقیم یا ارزیابی علائم حیاتی انجام نمیدهد و به محض نزدیک شدن پرسنل، گارد تهاجمی میگیرد.
تاریخچه و سابقه (اخذ شده از خواهر بیمار):
بیمار سابقه بیماری روانپزشکی شناختهشده یا مصرف داروی مزمن ندارد.
دقیقاً یک هفته قبل به دلیل مسمومیت دارویی (Overdose)به مدت ۴ روز در بیمارستان بستری بوده و تازه ترخیص شده است.
عامل محرک ، ظهر امروز نزاع لفظی و فیزیکی شدیدی بین پدر و برادر بیمار رخ داده که منجر به ترک منزل توسط برادر شده است؛ چند ساعت پس از این استرس حاد محیطی، علائم سایکوز و آژیتاسیون شدید بیمار آغاز شده است.
اقدامات اولیه در صحنه:
با توجه به خطر آسیب بیمار به خود و دیگران، ابتدا با کمک اعضای خانواده (پدر، مادر و خواهر) بیمار مهار فیزیکی میشود. داروی هالوپریدول به صورت داخل وریدی (IV) تزریق میشود. پس از گذشت چند دقیقه، ارزیابی بالینی نشان میدهد که هالوپریدول فایدهای نداشته و آژیتاسیون کنترل نشده است. به همین دلیل، در گام بعدی داروی میدازولام IV تجویز میشود که اثر بسیار کمی میگذارد. بیمار با کنترل مداوم مهار فیزیکی در حال انتقال به بیمارستان است.
سؤال اول
پس از انجام مهار فیزیکی بیمار، امکان ارزیابی علائم حیاتی استاندارد (مانند فشار خون) به دلیل تقلای بیمار وجود ندارد. با توجه به سابقه مسمومیت دارویی اخیر، انجام کدام دو ارزیابی بالینی سریع در کابین آمبولانس، حیاتیترین اولویت برای رد علل ارگانیک معکوسپذیر و تشخیص مسمومیت مجدد است؟
الف) ارزیابی پالس اکسیمتری (SpO2) و ثبت درجه حرارت بدن
ب) چک کردن فوری قند خون (گلوکومتری) و بررسی سایز و واکنش مردمکها
ج) مانیتورینگ قلبی از طریق لیدهای سینه و چک کردن سابقه دارویی بستری قبل
د) ارزیابی سطح هوشیاری بر اساس معیار GCS و پایش زمان پرشدگی مویرگی
سؤال دوم
تکنسین پس از عدم پاسخدهی بیمار به هالوپریدول، با فاصله چند دقیقه از داروی میدازولام استفاده کرده است. با توجه به تجمع و اثر همپوشانی (Overlapping) این دو دارو در بدن، بزرگترین و جدیترین خطری که در طول مسیر انتقال جان این بیمار را تهدید میکند، کدام مورد است؟
الف) تضعیف سیستم تنفسی و انسداد راه هوایی
ب) افزایش ناگهانی فشار خون و خطر سکته مغزی (CVA)
ج) هایپرترمی حاد (افزایش شدید دمای بدن) ناشی از فعالیت فیزیکی
د) آسیب به بافت نرم مچ دست و پا ناشی از مهار فیزیکی
پاسخ صحیح سوال اول: گزينه ب) چک کردن فوری قند خون (گلوکومتری) و بررسی سایز و واکنش مردمکها
پاسخ تشریحی: تمام گزینههای ذکر شده اقدامات درستی هستند، اما گزینه «ب» اولویت حیاتی دارد چون:
1. رد هیپوگلیسمی: افت شدید قند خون در افراد جوان میتواند دقیقاً با تظاهرات پرخاشگری شدید، فحاشی و رفتارهای تهاجمی (روانپریشی حاد) بروز کند. قبل از برچسب روانپزشکی زدن یا آرامسازی دارویی، باید مطمئن شویم بیمار دچار سندروم کاهش قند خون نیست، چون تزریق آرامبخش به بیمار هیپوگلیسمیک خطرناک است.
2. رد تئوکسیدوم/مسمومیت مجدد:با توجه به سابقه بستری هفته گذشته، بررسی مردمکها سریعترین راهنمای بالینی ماست؛ مردمکهای تهسنجاقی (Miosis) یا گشاد مفرط (Mydriasis) وضعیت مسمومیت مجدد یا سندروم محرومیت دارویی (Withdrawal) را فوراً لو میدهند. این دو تست کمترین وابستگی را به بیحرکت بودن بیمار دارند.
پاسخ صحیح سوال دوم : گزینه الف) تضعیف سیستم تنفسی و انسداد راه هوایی
پاسخ تشریحی: هرچند داروها به صورت همزمان تزریق نشدهاند و با فاصله چند دقیقه و به عنوان داروی خط بعدی تجویز شدهاند، اما اثرات تجمعی یک آنتیسایکوتیک (هالوپریدول) و یک بنزودیازپین (میدازولام) در بدن میتواند اثر هم-افزایی شدید (Synergistic) روی سیستم عصبی مرکزی بگذارد. حتی اگر بیمار در حال حاضر به دلیل مقاومت دارویی یا طوفان آدرنالین کاملاً آرام نشده باشد، دوزهای تزریقشده ممکن است ناگهان اثر کرده و مرکز تنفس را سرکوب کنند. همچنین، تقلا در وضعیت مهار فیزیکی، ریسک خفگی پوزیشنی (Positional Asphyxia) را بالا میبرد. پرسنل باید مدام پالس اکسیمتری را پایش کرده و ابزار مدیریت راه هوایی را آماده نگه دارند.
نکته طلایی برای پرسنل:
"در مدیریت دارویی بیماران آژیته، وقتی یک دارو اثر نمیکند و مجبور به استفاده از داروی دوم با فاصله چند دقیقه میشوید، همیشه گوشبهزنگِ کمینِ اثرات تاخیری و تجمعی داروها باشید. بیمار ممکن است ناگهان از فاز آژیتاسیون شدید به فاز تضعیف تنفسی سقوط کند."
علتهای احتمالی (تشخیصهای افتراقی) سایکوز و آژیتاسیون حاد این بیمار بر اساس شرح حال بیمار (سن، جنسیت، سابقه مسمومیت اخیر و استرس حاد).
وقتی یک خانم ۲۰ ساله بدون سابقه قبلی روانپزشکی ناگهان دچار فوران علائم سایکوز (فحاشی، توهم، پرخاشگری و هایپرکوالیتی جنسی) میشود، تشخیصها را باید به سه دسته اصلی تقسیم کرد:
۱. علل ارگانیک و مسمومیت (مهمترین اولویت پیشبیمارستانی)
با توجه به سابقه بستری بیمار در هفته گذشته به علت مسمومیت دارویی (Overdose)، این دسته قویترین احتمال است:
سندروم محرومیت دارویی (Withdrawal Syndrome):اگر بیمار در مسمومیت هفته قبل، مواد یا داروهای خاصی (مثل بنزودیازپینهای سنگین، الکل یا باربیتوراتها) را مصرف کرده باشد، قطع ناگهانی آنها پس از ترخیص از بیمارستان میتواند در بازه زمانی ۳ تا ۷ روز منجر به دلیریوم و سایکوز حاد بازگشتی شود.
مسمومیت مجدد با مواد محرک (Stimulant Toxicity)
متأسفانه در بیمارانی که سابقه اقدام به مسمومیت دارند، تکرار رفتار شایع است. مصرف آمفتامینها (مثل شیشه) یا اکستازی میتواند دقیقاً تظاهراتی مثل آژیتاسیون شدید، پارانویا، رفتارهای تهاجمی و افزایش مفرط تمایلات جنسی (هایپرکوالیتی) ایجاد کند.
عوارض جانبی یا دارویی پس از بستری: برخی داروها که ممکن است پس از ترخیص برای بیمار تجویز شده باشد، یا تداخلات دارویی پنهان، میتوانند فرد را وارد فاز روانپریشی کنند.
۲. اختلال استرس حاد
(Acute Stress Disorder - ASD)
شرح حال نشان میدهد که علائم بیمار دقیقاً چند ساعت پس از یک دعوای شدید خانوادگی (بین پدر و برادر) و ترک خانه توسط برادر آغاز شده است:
* تحمل این بحران عاطفی و تنش شدید در خانواده، برای این بیمار که احتمالاً از نظر روحی بعد از مسمومیت هفته گذشته هنوز آسیبپذیر و شکننده بوده، نقش یک محرک یا تریگر (Trigger) سنگین را بازی کرده است.
* در افراد مستعد، استرسهای حادِ ناگهانی میتوانند خطوط دفاعی روان را در هم بشکنند و فرد را دچار «سایکوز حاد و گذرا» کنند که در آن فرد ارتباطش با واقعیت قطع شده و رفتارهای تکانهای و غیرقابلکنترل نشان میدهد.
۳. بروز اولین اپیزود از یک بیماری روانپزشکی زمینهای
سن طلایی شروع بیماریها:سن ۲۰ سالگی، دقیقاً سن شایع و طلایی برای شروع و بروز اولین نشانههای بیماریهای عمده روانپزشکی مانند اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder - فاز مانیا) یا شیزوفرنی است.
* اقدام به مسمومیت در هفته گذشته، احتمالاً اولین نشانه از افسردگی شدید یا شروع فازهای روانی بوده که خانواده متوجه آن نشدهاند و اکنون با تریگرِ دعوای خانوادگی، بیمار ناگهان وارد فاز مانیای حاد همراه با سایکوز یا رفتارهای هایپرجنسوال شده است.
نتیجهگیری آموزشی برای پرسنل:
"یک تکنسین هوشمند اورژانس، رفتارهای سایکوتیک ناگهانی را صرفاً به «روانی بودن» بیمار ربط نمیدهد. او همزمان به استرس محیطی (دعوای خانوادگی)، سن بیمار (فاز مانیای دوقطبی) و از همه مهمتر سابقه مسمومیت اخیر (اوردوز مجدد یا محرومیت دارویی) فکر میکند و بر اساس این احتمالات، آمادگی مدیریت راه هوایی و پایش بیمار را حفظ میکند."